آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

649

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

اوضاع دولت ساسانى بر اين منوال بود . كه از بيابان عربستان ، لشكرها از عرب باديه‌نشينى وحشى و بىتمدن ، كه تعصب مذهبى و روح غارتگرى محرك آنان بود ، بفرمان عمر بن الخطاب ، كه از رجال سياسى درجه اول بشمار است ، بايران روى نهادند . علت اينكه قومى وحشى ، چوى عرب بيابانى ، را از ميان بردارد ، شكل 52 - سكه يزدگرد سوم ( موزه ملى كپنهاك ) اغتشاش و فسادى بود ، كه بعد از خسرو پرويز در همه امور ايران رخ داد . اين احوال نتيجه سياست نظامى جديدى بود ، كه از زمان انوشيروان در پيش گرفتند . تحولاتى ، كه در طى اين مدت رخ داد ، كشور را به طرف تسلط سرداران لشكر سوق ميداد . هر سپاهبذ يا والى ايالت خود را مانند روزگار قديم ، بمنزله قطاع و تيول موروثى تصور مىكرد و خود را از ملوك الطوايف قديم مىشمرد ، مخصوصا پس از آنكه خاندان سلطنتى بانحطاط كامل افتاد ، اين تصور قوت گرفت . بسى از سرداران ، كه از دودمان شاهى نبودند ، درصدد گرفتن تاج و تخت برآمدند . سپاهبذ فرخ هرمزد ميخواست با عقد كردن ملكه آزرميدخت بپادشاهى نايل آيد ، اگرچه اين آرزو زندگانى او را بر باد داد ، ولى پسرش رستهم انتقام او را كشيد . مورخان ارمنى اين پدر و پسر را ايشخان « 1 » آذربايجان خوانده‌اند « 2 » ، كه در زبان ارمنى بمعنى « پرنس » است .

--> ( 1 ) - Ishkhan ( 2 ) - راجع به اين عنوان نگاه كنيد بنونيست ، مجله مطالعات ارمنى ، ج 9 ، ص 8 .